چهرهها و شانسهای انتخابات ریاستجمهوری ایران
گفتوگوی رادیو صدای آلمان با مرتضی کاظمیان
دویچه وله : کمتر انتخاباتی در ایران مانند ریاست جمهوری دهم، اینچنین زودهنگام موضوع کشمکش و گمانهزنی بوده است. رقبای احتمالی کدامند؟ حضور هر یک از آنها چه تغییری در صفبندیهای انتخاباتی به وجود میآورد و شانس هر کدام چقدر است
از هماکنون حجم زیادی از مقالههای سایتهای اینترنتی و حتی موضوع سخنرانیها به این اختصاص دارد که شرکت هر یک از چهرهها، چه تاثیری بر میزان شرکت مردم و یا صفبندی در جناح رقیب خواهد داشت. در بیشتر تحلیلها از محمد خاتمی به عنوان تنها چهرهی اصلاحطلب که امکان رقابت با کاندیدای اصولگرایان، بهویژه محمود احمدینژاد را دارد یاد میشود. گمانهزنی میشود که شرکت یا عدم شرکت خاتمی، حتی تعیینکنندهی این است که اصولگرایان روی احمدینژاد اجماع کنند یا خیر. نامزدی عبدالله نوری، پروژهی تحریمیها و "تندروها"ی اصلاحطلبان به شمار میآید. دربارهی سخنان مهدی کروبی، که بر شرکت مستقل اصرار کرده است، هنوز اظهارنظر چندانی نمیشود. ناطق نوری مهمترین کاندیدای اصولگرایان بعد از احمدینژاد عنوان میشود. درباره شانس قالیباف، توکلی، و سایرین هنوز ارزیابی مشخصی انجام نگرفته است. در بسیاری تحلیلها این نگاه وجود دارد که گویا دورهی محمود احمدینژاد به هرحال به پایان رسیده است و شانس او تنها در انتخاباتی کاملا غیرآزاد وبا حمایت دستگاههای نظامی و سیاسی بهشدت افراطی تضمین خواهد شد.
دویچه وله نظر مرتضی کاظمیان، تحلیلگر سیاسی و عضو شورای فعالان ملی مذهبی را دربارهی فضای حاکم بر انتخابات بعدی پرسیده است.
دویچهوله: آقای کاظمیان، آقای کروبی به تازگی اعلام کردهاند که در انتخابات، حزب ایشان مستقل عمل خواهد کرد. بخش دیگری از اصلاحطلبان روی آقای خاتمی تاکید بسیار دارند، ولی پروژهی حمایت از آقای عبدالله نوری هم همواره در این مدت مطرح بوده است. فکر میکنید شانس اصلاحطلبان در انتخابات، با توجه به اجماعی که از همین حالا به نظر نمیآید بهراحتی صورت بگیرد، تا چه اندازه خواهد بود؟
مرتضی کاظمیان: من گمانم نمیکنم که لایههای مختلف سیاسی در ایران در مورد یکی از این نامزدها به اجماع برسند. شانس آقای خاتمی برای این که نیروهای بیشتری گرد ایشان جمع بشوند، البته در صورت نامزدشدن ایشان، خیلی بیشتر است.
هرچند لایههایی که تقریبا درانتخابات پیشین انتخابات را تحریم کرده و یا در آن شرکت نکرده بودند، فعلا گزینهی عبدالله نوری را مطرح میکنند یا برخی از نیروهایی که پیشروتر و یا رادیکالتر هستند، معتقدند که گزینهی آقای عبدالله نوری گزینهایست که میتواند قابل اجماع باشد. ولی با مجموع تحلیلهایی که از طرف سازمان مجاهدین انقلاب، جبههی مشارکت و بویژه مجمع روحانیون مبارز که آقای خاتمی مقام ریاستش را برعهده دارند، ابراز شده است، به نظر نمیرسد که اینها بتوانند اجماعی را در درون جمعیتهای خودشان برای حمایت از آقای عبداله نوری ایجاد کنند.
به این معنا آقای خاتمی فعلا بیشترین شانس و بیشترین حامی را دارد؛ اما با توجه به این که هنوز ایشان به طور صریح برای شرکت در انتخابات ابراز علاقه نکردهاند، طبیعتا گزینهای مثل آقای عبدالله نوری هم مطرح میشود. من باید تاکید کنم که تفاوت گزینهای مثل آقای نوری با آقای خاتمی این است که تقریبا رد صلاحیت آقای نوری مفروض است. به این معنا، کسانی که بیشتر پیگیر ریاست جمهوری آقای نوری هستند، خودبهخود این را در ذهن دارند که با ردصلاحیت مفروض آقای نوری در انتخابات ریاست جمهوری، اجماع بیشتری برای عدم شرکت در انتخابات شکل بگیرد، و به نوعی، این طیف از فعالان سیاسی به شکلگیری جنبش اجتماعی و اعتراضهای مدنی نظر دارند، از این منظر، به آقای عبداله نوری مراجعه میکنند و در صورت رد صلاحیت ایشان _که قطعی بهنظر میرسد_ در انتخابات شرکت نمیکنند.
اما یکی از ادلههای متعددی که برای حمایت از آقای خاتمی مطرح میشود این است که ردصلاحیت آقای خاتمی تقریبا منتفی است، اگرچه محال نیست. بویژه با توجه به صحبتهایی که برخی از چهرههای رادیکال جناح راست محافظهکار مثل آقای باهنر مطرح کردند، تقریبا میتوانیم بگوییم رد صلاحیت آقای خاتمی برای نظام بسیار پرهزینه و تقریبا منتفی است. اینچنین، در صورت مشارکت ایشان در صحنهی انتخابات با توجه به شناختهشدگی ایشان، محبوبیت ایشان و تجربهای که دارند و چهرهی جهانی که میشود گفت خاتمی داراست، ایشان تنها شخصیتی ارزیابی میشوند که قادر به رقابت با آقای احمدینژاد هستند.
دویچهوله: در این رقابت هر دو وزنه سنگین هستند، آقای خاتمی به خاطر محبوبیتی که شما به آن اشاره کردید، و آقای احمدینژاد به دلیل امکاناتی که دارند و "پنج سالی" که اخیرا آقای خامنهای هم به ایشان پیشکش کردند، فکر میکنید کدام یک از این دو شانس بیشتری داشته باشند؟
کاظمیان: شانس پیروزی هر کدام از افرادی که شما ذکر کردید به فاکتورهای دیگری هم برمیگردد؛ از جمله نکتهای که من و بسیاری از دوستانی که بههرحال در موضع اپوزیسیون انتخاباتی هستند به آن نظر دارند، یعنی بحث سلامت انتخابات. امکانات تبلیغاتی مساوی _بهویژه صدا و سیما_ در اختیار آقای خاتمی نیست. از طرف دیگر بحث شمارش آرا و سلامت برگزاری انتخابات یک بحث بسیار جدی است. در انتخابات ریاست جمهوری نهم، پیروزی آقای احمدینژاد بدون پرسش و اما و اگر نبود. با توجه به ریاست آقای کردان بر وزارت کشور و مجموعهای که انتخابات را هدایت و برگزار میکند، بدیهیست که این پرسشها بیشتر مطرح و جدی خواهد بود. در یک رقابت مساوی، آن وقت شانس پیروزی متفاوت خواهد شد. اگر انتخابات در شرایط عادلانه و مساوی جهت امکانات رقابتی و تبلیغاتی برگزار بشود و مراحل و روندهای انتخابات، آزاد و سالم باشد، به نظر میرسد که شانس آقای خاتمی در شرایط مساوی بیشتر خواهد بود .
دویچهوله: چرا آلترناتیو اصولگرایان علیرغم همهی انتقاداتی که به آقای احمدینژاد میشود، بازهم آقای احمدینژاد است، یا این که فکر میکنید گزینهی دیگری ممکن است بجای ایشان شانس بیشتری را برای اصولگرایان بوجود بیاورد؟
کاظمیان: این که از آقای احمدی نژاد به عنوان گزینهی اصلی اصولگرایان صحبت شود شاید عنوان دقیقی حداقل در شرایط فعلی نباشد، بویژه با توجه به این که بحث آقای ناطق نوری جدی است. یعنی یکسری از لایههای سنتی و میانهرو و محافظهکار جناح راست در حال حاضر اختلاف جدی با آقای احمدینژاد پیدا کردهاند و حتا گزینهای مثل آقای ناطق نوری یا یک شخصیت روحانی _به تعبیر خودشان_ را به طور جدی ترجیح میدهند. و طبیعی است که اگر روندهایی که اخبارش در این هفتهها شنیده شد منجر به فرجامی بشود، گزینهی ناطق نوری یک رقیب بسیار جدی برای آقای احمدینژاد خواهد بود. اما در صورتی که گزینهای مثل آقای ناطق نوری مورد اجماع قرار نگیرد در بین لایههای جریان راست، طبیعتا آقای احمدینژاد همانطور که شما اشاره کردید، نامزد اصلی خواهد بود. چون هژمونی جریان محافظهکار در حال حاضر در اختیار جریان رادیکالتر، افراطی و تندروتر است که الان در ساخت قوه مجریه مسلط هستند و جریانهایی مثل اصولگرایان اصلاحطلب یا آن طیفی که آقای قالیباف آنها را رهبری میکند یا حداقل نماد آنها هست و به نوعی شبه مدرن هستند و رویکردهای شبه دموکراتیکی اتخاذ میکنند، در اولویت دوم هستند. فردی مثل آقای توکلی نیز بهرغم این که اصولگرا به نظر میرسد و حداقل در بخشهای مرکزی جناح محافظهکار حامیانی دارد، اما چون حمایتهای نهادی و سازمانیافته متوجهی وی نیست، خودبهخود به حاشیه میرود. گزینههایی چون حداد عادل و لاریجانی نیز بیش از پیش منتفی بهنظر میرسند...
دویچهوله: فکر میکنید شانس آقای ناطق نوری در مقابل آقای خاتمی تا چه اندازه باشد؟
کاظمیان: در این مورد هم قضاوت چندان آسان نیست. اما حداقل تجربهی انتخابات ۲ خرداد ۷۶ و مجموعهی اقبالی که در حال حاضر با آقای خاتمی وجود دارد و برخی نظرسنجیهایی که انجام شده است و آن مجموعهی تصویر ارائه شده طی دورهی اصلاحات، به نظر میرسد که آقای خاتمی همچنان در بین لایههای متعدد جامعه مدنی جذابیت بیشتری نسبت به آقای ناطق نوری داشته باشد . بویژه این که موضوعهایی مانند آزادیهای مدنی، حقوق شهروندی، جامعه مدنی، توسعه سیاسی، و اینها همچنان مشکلات و مسایلی هست که نسل جوان و تحصیلکردهی ایران، دغدغهی آنها را دارد و جامعه با آنها دست به گریبان است. من گمان نمیکنم آن بخشهایی که از آقای خاتمی خاطرات خوبی ندارند یا انتقاداتی نسبت به سیاستهای ایشان در دورهی دوم ریاست جمهوریشان _یا حتا در دورهی اول_ دارند ، چنان پتانسیلی داشته باشند که بتوانند در برابر هر نامزدی ازجمله آقای ناطق نوری، مانع از حمایت گسترده و فراگیر لایههای مختلف اجتماع بویژه جوانان و زنان به آقای خاتمی بشوند .
دویچهوله: یکطرف مسئلهی انتخابات، نیروهای طرفدار شرکت در آن و آلترناتیویی است که برای آن ارائه میدهند، ولی در مقابل نیرویی هم هست که اساسا موافق شرکت در انتخابات نیست و آن را منوط به سلامت انتخابات در ایران میکند و بیشتر به دنبال تحریم است یا آنطور که گفته میشود با طرح کاندیدایی مثل آقای عبداله نوری عملا چاره ای جز تحریم برای خود نمیگذارد. رویکرد این نیروها و ارزیابیشان از انتخابات آتی چه هست بخصوص با توجه به تجربهای که از تحریم در دورهی قبلی برای مردم باقی ماند؟
کاظمیان: کسانی که درحوزهی اپوزیسیون فعالیت میکنند، دغدغههای دیگری را در حال حاضر مطرح میکنند که بیشتر به سلامت انتخابات ناظرست و نه گزینههای انتخابات؛ اینان بیشتر پیگیر تحقق پیششرطهای یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه هستند و معتقد هستند تا این پیش شرط ها و لوازم انتخابات سالم محقق نشود، صحبت از گزینهها شاید زود باشد. اما این نکته را هم اضافه کنم که بههرحال با وجود این دغدغهها مجموع نیروهای اپوزیسیون در خارج از نظام سیاسی در یک رویکرد سیاسی و عملگرایانه نسبت به انتخابات، طبیعتا نگاه نهایی را در مقطع انتخابات عرضه خواهند کرد؛ آنچنان که در انتخابات پیشین برخی به حمایت از آقای دکتر معین پرداختند و برخی شرکت را صلاح ندانستند و عدم شرکت را تجویز کردند.
در انتخابات پیش رو هم هرچند که متاسفانه مفروض است که با استانداردهای یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه ما چندان شاهد برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم نباشیم و به طور نسبی این انتخابات در میان نامزدهای مورد قبول نظام سیاسی برگزار شود ، اما بازهم به نظر میرسد رویکرد عملی نیروهای اپوزیسیون، در صورت ورود آقای خاتمی، دچار انشقاق شود؛ برخی به حمایت جدی از ایشان برخیزند، و برخی همچنان معتقد باشند که با توجه به این که این انتخابات از مضمون یک انتخابات آزاد و دموکراتیک در فاصله است، بهتر است که شرکت نکنند و آن را تحریم نمایند. گزینهای مثل آقای عبداله نوری طبیعتا در اینجا میتواند گزینهای باشد که اجماع این نیروها را محقق کند؛ هرچند که گفتم به نظر میرسد در نهایت رسیدن به اجماع برای آقای عبداله نوری با توجه به رد صلاحیت قطعی ایشان و موضعی که خود ایشان اتخاذ کردهاند منتفی است، و من گمان نمیکنم که بشود در نهایت پیرامون ایشان به اجماعی رسید، مگر این که آقای خاتمی در انتخابات شرکت نکنند.