حمله؛ بهترین دفاع
مرتضی کاظمیان
"فوتبالی"ها بهخوبی با این سخن مشهور آشنا هستند که: "بهترین دفاع، حمله است". بهنظر میرسد که رییسجمهور احمدینژاد نیز آنچنان که گاه در حاشیهی تمرینات تیم ملی فوتبال به اظهارنظر پرداخته است، با این ورزش بهقدر لازم آشناست؛ و البته از "تاکتیک"های آن در عرصهی "سیاست" کم بهره نمیجوید.
در این سه سال سپری شده از ریاستجمهوری احمدینژاد، "حمله" بهمثابهی "بهترین دفاع" از سوی احمدینژاد مورد توجه بوده است. آخرین مورد و شاهد، ماجرای مدرک تحصیلی وزیر کشور و انتقادهای جدی نمایندگان محافظهکار مجلس هشتم به رییسجمهور، و البته واکنش احمدینژاد به این موضوع است.
رفتارهای آقای رییسجمهور در واکنش به این ماجرا (مدرک تحصیلی علی کردان) قابل تامل است: وی در گام نخست، و در مراسم معارفهی وزیر کشورش، تصریح میکند که "خدمتگزاری نیازی به کاغذپاره ندارد". احمدینژاد که در برابر تاکید پیوستهی رسانهی ملی و نشریات و سایتهای "راست" و حامی خود در چند سال اخیر، و "دکتر" توصیف کردن وی، سکوت توام با رضایت کرده است، اینک و در برابر زیر سئوال رفتن مدرک وزیر پیشنهادیاش، "مدارک دانشگاهی" را "کاغذپاره" توصیف میکند.
در گام دیگر، احمدینژاد دستور میدهد که در نامههای اداری و رسمی، وزارتخانهها و دستگاههای زیرمجموعهی وی، از بهکار بردن عناوینی چون "دکتر" یا "مهندس" پرهیز کنند. اگرچه این دستور و تصمیم درجای خود _و از منظری_ میتوانست ارزشمند ارزیابی شود (چنان که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، بهویژه حوزهی اسکاندیناوی، این عناوین سالهاست بهحاشیه رفته و شان و منزلت انسان به یکسان مورد احترام و تکریم است و شهروندان دارای حقوق برابرند و به نسبت خدمتی که برای جامعه مبذول میدارند، قدر میبینند) اما آشکار است که این دستور و تصمیم، یکباره چه خاستگاه و نقطهعزیمت و اهداف و پیامدهایی دارد. مطلبی که در جای خود باید مورد بررسی همهجانبه قرار گیرد و در حوصلهی این یادداشت نیست.
اما گام آخر _و اخیر_ احمدینژاد در واکنش به جنجال پیرامون مدرک وزیر کشورش، دستور جدید و قابل تحلیل وی به وزیر علوم بود؛ احمدینژاد از زاهدی، وزیر علوم خواسته است که "بررسی جامعی از چگونگی ادامه تحصیل، اخذ مدرک، استفاده از بورسهای تحصیلی در داخل و خارج، و چگونگی ارزیابی آن، به ویژه از سالهای 1364 به بعد توسط مدیران" انجام و گزارش شود.
بدیهی است که نتایج این دستور بیش از آن که به نفع رقبای سیاسی و جریانهای گوناگون حاضر در ساخت قدرت، باشد، بهنفع "منافع ملی" و نهادهای مدنی و جامعه مدنی است؛ بهنفع شهروندانی که در تمام این سالها، "خودی" تلقی و ارزیابی نشدهاند و از این "بورس"ها و "مدارک" و ... بیبهره ماندهاند. البته در صورتی که نتایج گزارش درخواستی آقای رییسجمهور، بهصورت علنی و کامل و بدون ممیزی، در اختیار همه _بهویژه اصحاب رسانه و پزوهشگران_ قرار گیرد. قابل پیشبینی است که چنین اتفاقی را به علل و دلایل متعدد، شاهد نخواهیم بود. اینچنین، گزارش تهیه شده، به شکلی "محرمانه"، تنها مستمسکی دیگر برای احمدینژاد خواهد بود که در سخنرانیهای استانی خود و یا در مصاحبهها و نطقهای گوناگوناش، به جریانهای سیاسی رقیب خود، طعن زند و آدرس و نشانه دهد که "چه کردهاند" و "چه میگویند" و همچون گذشته، تهدید به "افشاء" نماید...
بهبیان دیگر، اقدامات و مجموعه کنشهای رییسجمهور، در قبال اعتراضها و پرسشهای مطرح در مورد مدرک تحصیلی وزیر کشورش، واجد مجموعهای از پروژههای "ایجابی" و "حمله" است، و نه واکنشهای "سلبی" و "دفاعی". احمدینژاد در تمام این سه سال سپری شده از دوران ریاستجمهوریاش نشان داده است که به چه میزان در استفاده از این "تاکتیک" (حمله به مثابهی بهترین دفاع) تواناست. او اگر نگوییم "هرگز"، میتوان به جرات گفت، "به ندرت" در برابر انتقادهای مطرحشده، موضع تمکین و کرنش و پذیرش در پیش گرفته است.
قریب به اتفاق سیاستها و برنامهها و پروژههای وی و دولتاش، با وجود ابهامها و انتقادها و پرسشها و ایرادهای علمی و فنی و واقعبینانهی طرح شده، عملیاتی و پیگیری و محقق گردیدهاند. این سخن نغز و نکته که "همه چیز را همگان دانند و همگان زاده نشدهاند" در قاموس رویکرد دولت نهم، جایی و محلی نداشته است. تصمیمها و راهبردها و اقدامات، جملگی درست، قابل دفاع و منطقی بودهاند. پس، منتقدان و ایرادگیران و پرسشگران را باید نه با پاسخ و توضیح و احیانا" تامل و تردید، که با "حمله" و "پرسش متقابل" ساکت و منکوب کرد و بهجای خود نشاند.
واکنش احمدینژاد به انتقادها و اعتراضهای گوناگون نسبت به اظهارات مهم و قابل تامل و تحلیل اسفندیار رحیممشاعی، معاون رییسجمهور، در مورد اسراییل، در همین راستا قابل اشاره است. احمدینژاد نه تنها درخواستهای مطرحشده مبنی بر کنار گذاشتن مشایی را نادیده میگیرد، که وی را در کنار خویش به سفر و اجلاس و نشستهای مهم داخلی و خارجی میبرد...
کوتاه سخن، "حمله" به مخالفان و منتقدان و معترضان، بهترین راهبرد و دفاعی است که احمدینژاد برای مواجهه و واکنشهای متفاوت و متعدد اتخاذ کرده است. آشکار است که "بازی" و رقابت در میدان سیاست با چنین حریفی، چندان آسان نیست؛ بهویژه که بخواهی از رویکردهای ماکیاولیستی فاصله بگیری و "اخلاق" را رعایت کنی.