جبهه دموکراسی و حقوق بشر،

موانع و مشکلات

مرتضی کاظمیان

 

انتخابات ریاست جمهوری نهم اگرچه از منظر کسب قدرت سیاسی و توفیق در احاطه بر قوه مجریه، فاقد دستاورد عینی برای اصلاح طلبان پیشرو بود، اما بی ثمر و فایده نبود. یکی از دستاوردهای بالقوه ی انتخابات، به حتم دمیدن بارقه هایی از امید به فضای مأیوس و منفعل سیاسی بود با وعده ی تکوین "جبهه دموکراسی و حقوق بشر"؛ فعال و امیدوار کردن بخش قابل ملاحظه ای از نیروهای اجتماعی و سیاسی با بحث تشکیل جبهه ای متشکل از طیف هایی از اپوزیسیون و شبه اپوزیسیون (یا اپوزیسیون درونی نظام سیاسی). نیروهای ملی- مذهبی (شامل نهضت آزادی ایران و شورای فعالان ملی- مذهبی) و جبهه مشارکت ایران اسلامی، پایه های اصلی این جبه محسوب می شدند.

همه  چیز از بحث های مقدماتی در مقطع انتخابات آغاز شد؛ برخی چهره های شاخص جبهه مشارکت، حزب اصلی  حامی دکتر معین (از جمله: آقایان دکتر رضا خاتمی و دکتر مصطفی تاج زاده) گفت و گوهایی را با نمایندگان نهضت آزادی و شورای فعالان ملی- مذهبی (از جمله: آقایان دکتر ابراهیم یزدی و مهندس عزت الله سحابی) شروع کردند. اوج این گفت و گوها، دیدار نمایندگان نیروهای ملی- مذهبی با دکتر معین، نامزد اصلاح طلبان پیشرو بود. در گزارشی که به صورت مکتوب- و با توافق طرفین- از این دیدار منتشرشد، تاج زاده از طرف  معین، مأموریت می یافت تا پیگیر تحقق جبهه دموکراسی و حقوق بشر، در سمت جمعیت های حامی معین باشد. جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه و ... از جمله تشکل هایی بودند که این بحث باید در آن های مطرح و پی گرفته می شد.

به هر شکل و شیوه، معین در همان دور نخست انتخابات، شکست خورد؛ اما از آن جمع 4 میلیونی که به او رأی دادند، چشم انتظاران جبهه دموکراسی و حقوق بشر، کم نبودند. دانشجویان و جوانان و نسل سومی ها، بی شک درصد بالایی از این مشتاقان را شامل می شدند.

اکنون هفته ها گذشته است؛ قریب به سه ماه از انتخابات می گذرد، اما بحث های مقدماتی ظاهراً به نتیجه ای مطلوب منتهی نشده است، حداقل تا کنون. به نظر می رسد که طیفی از موانع ومشکلات، بر سر راه تحقق این جبهه، مزاحمت ایجاد می کنند؛ برخی از این موانع ومشکلات، در هنگام بحث های مقدماتی پیش بینی شد و برخی دیگر، در روند کار، پدیدار شدند و اشکال ایجاد کردند. به نظر می رسد که بتوان علل و عوامل زیر را- که در تحقق و تکوین جبهه دموکراسی و حقوق بشر، به مثابه مانع و مشکل عمل می کنند- به شرح زیر فهرست کرد:

 

1.  مخالفت، پرهیز و تردید بخش هایی از جبهه مشارکت؛ این بخش ها به علل گوناگون، یا چندان تمایلی یا رغبت و انگیزه ای برای تشکیل این جبهه نشان نمی دهند و یا به مخالفت جدی با آن برخاسته اند؛ از جمله: ارتباط آن ها با لایه هایی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و به ویژه برخی چهره های برجسته آن که از نوعی کاریزما و هژمونی در بین چپ های مدرن برخوردارند؛ طیف مزبور به علت های مختلف (از جمله نقطه عزیمت های متفاوت فکری- سیاسی، باورهای متفاوت، ایدئولوژی متمایز، مشکلات و اختلافات تاریخی و ...با نیروهای ملی- مذهبی) ترجیح می دهند که با فاصله از ملی- مذهبی ها، فعالیت های خود را ادامه دهند و گاه حتی میکوشند در یک "لانگ  شات" با آن ها قرار نگیرند. فراموش نکنیم هنگامی که مهندس سحابی و جمعی دیگر از فعالان ملی- مذهبی برای حمایت از تحصن نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم، به جمع آن ها پیوست، این طیف نه تنها از خوشامد گویی پرهیز کردندکه ترجیح دادند موقتاً تحصن راترک کنند!

 

اظهار نظر اخیر بهزاد نبوی در مورد جبهه دموکراسی و حقوق  بشر، به نوعی موید تحلیل پیش گفته است: "ما خط امامی هستیم و ... و لذا تلاش می کنیم جبهه را با کسانی تشکیل دهیم که از این نظر کاملاً شبیه ما باشند... ما مرزبندی های شفافی داریم".[1]

پیوندهای اقتصادی یا کاری و  حرفه ای با ساخت قدرت، دیدگاه ها و علایق مشترک با لایه هایی از اصلاح طلبان میانه و چپ های سنتی- به ویژه مجمع روحانیون مبارز و چهره هایی چون موسوی خوئینی ها و کروبی- و نیز سابقه ی همکاری و حضور در ارکان سیاسی جمهوری اسلامی – به ویژه در دهه ی60 - از جمله دیگر علل و عواملی هستند که این بخش از جبهه مشارکت و اصلاح طلبان را نسبت به همکاری در کادر جبهه، دچار تردید و تأمل و پرهیز می کند. همین است ک باز بهزاد نبوی می گوید: "ما بیشتر از این جبهه (دمموکراسی و حقوق بشر)، از جبهه اعتدال، از حزب آقای کروبی، استقبال می کنیم؛ ما در پی آنیم که جبهه اصلاحات را جان دوباره بدهیم"[2].

هر چند لایه هایی از مشارکت- به ویژه بدنه و نیروهای جوان ترآن- به همکاری و همگامی در یک "جبهه" با نیروهای ملی- مذهبی، ابراز علاقه و تمایل کرده و می کنند اما ظاهراً موانع همچنان باقی است و بعید به نظر می رسد که جبهه مشارکت به صفت "حزب" وارد عمل جبهه ای شود؛ ظاهراً آزاد گذاشتن اعضاء به حضور در جبهه با دیگر نیروهای سیاسی، تنها راه خروج از این وضع برای جبهه مشارکت است. در این صورت- و آن چنان که پیش تر نیز شاهد بوده ایم- حضور اشخاصی چون رضا خاتمی، سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، حمید رضا جلایی پور و هادی قابل، بلا مانع والبته قابل پیش بینی است.

2.  مخالفت، پرهیز و تردید بخش هایی از نیروهای ملی- مذهبی؛ مشکلات این بخش  روی دیگر سکه ی مشکلات طیف مشابه در جبهه مشارکت است. این طیف از ملی- مذهبی ها، بیشتر ترجیح می دهند کار سیاسی مشترک و جبهه ای را با سکولار، چپ ها، جبهه ملی، حزب ملت ایران و برخی لایه های دفتر تحکیم وحدت پیش برند و محقق کنند. البته چه در نهضت آزادی ایران و چه در شورای فعالان ملی- مذهبی، این افراد در اقلیت قرار دارند و آن چه که تا کنون عنوان شده است، حکایت از عزم جدی هر دو شخصیت حقوقی یاد شده برای تکوین و تحقق جبهه دموکراسی و حقوق بشر است. گو این که سازهای مخالف، این جا و آن جا، نواخته می شود.

3.  سکتاریسم، سهم طلبی، فردگرایی و فرقه گرایی، قدرت خواهی، افزون طلبی و خصلت های شخصی و خودخواهی؛ این مانعی است که همواره "عمل سیاسی" را در ایران، زخمی کرده و فرسوده است. شاهدها در تاریخ سیاسی معاصر ایران کم نیستند. چگونگی ادامه ی فعالیت و مبارزه ی جبهه ملی ایران- پس از کودتا- یک شاهد آشکار است. در مقاطع دیگری- و از جمله پس از انقلاب- هم شاهد بروز این مشکلات بوده ایم؛ مشکلاتی که گاه به معضل و بحران تبدیل می شدند و کل یک پروژه را مخدوش و متوقف می کردند. این مانع و مشکل هم، اینک به نظر می رسد که به قدر لازم، بر سر راهِ ایجاد و پیشرفت  پروژه جبهه دموکراسی وحقوق بشر، مزاحمت ایجاد کرده و می کند.

4.  تکیه بر محتوا به جای روش؛ در حالی که نیروها و جمعیت های هم پیمان می توانند بر یک روش، به اتفاق نظر برسند و حول دموکراسی و حقوق بشر به توافقی کلی دست یابند و دست همکاری و همراهی دهند و ذیل یک آئین نامه، اهدافی را پی گیرند، برخی افراد و جریان ها ترجیح می دهند پا به عرصه ای گذارند که تحقق جبهه را ماه ها به تعویق می اندازد. پیشنهادهایی از این دست که در مورد محتوای دموکراسی یا برداشت مان از حقوق بشر یا تحلیل مان از شرایط[3]، صحبت و بحث کنیم، در همین چهارچوب، قابل نقد هستند. به نظر می رسد که این گونه پیشنهادها، به اندزه کافی زمان و انرژی و شور و انگیزه نیروهای علاقمند به تحقق جبهه را به خود مشغول کند و در نهایت، به خاطر تعدد تحلیل ها و برداشت ها و دیدگاه ها و گوناگونی نگاه ها، عملاً همکاری جبهه ای، منتفی شود. لااقل، تجربه و سابقه، موید این پیش بینی است.

5.  رسیدن به وحدت رویه؛ این یک ابهام و پرسش جدی است که آیا سه ضلع اصل جبهه دموکراسی و حقوق بشر (جبهه مشارکت ایران اسلامی، نهضت آزادی ایران و شورای فعالان ملی- مذهبی) به عنوان توافق کنندگان اصلی واولیه، در کنار هم قرار خواهند گرفت و دیگر شخصیت های حقیقی و حقوقی و به آن ها اضافه خواهند شد؛ یا تنها شخصیت های حقیقی (اعم از این که شخصیت های حقوقی باشند یا خیر) این جبهه را سامان خواهند داد؛ یا این که در ابتدا جمعی از افراد حقیقی تشکیل جبهه را اعلام می کنند و دیگر اشخاص حقیقی و حقوقی به آن ها می پیوندند[4].

 

در هر حال، ظاهراً رسیدن به این توافق، با پاره های مشکلات و موانع- که اشاره شد- مواجه است؛ هر یک از شخصیت های حقیقی و حقوقی حاضر در بحث های اولیه، از منظر خود، تأکیدی ویژه و پروژه ای خاص دارند که البته تنها باید امیدوار بود- و دعا کرد- که "منافع ملی" و دموکراسی و حقوق بشر را بر رأی شخصی و منافع و تحلیل فردی و گروهی، ترجیح دهند.

6.  ابهام و تردید برخی نیروهای سیاسی در مورد نحوه ی مواجهه ساخت قدرت با جبهه دموکراسی و حقوق بشر ؛ یک دست شدن هر چه بیشتر بلوک قدرت و حضور پررنگ جریانی در آن که آزادی و دموکراسی و اپوزیسیون رابرنمی تابد منجر به بروز برخی تأمل ها شده است. این تأمل ها به برخوردهای امنیتی- قضایی با نیروهای سیاسی مخالف در دو دهه ی اخیر اشاره می کند و حتی بازداشت فله ای نیروهای ملی- مذهبی را در 1379 و 1380 شاهد می آورد. این بازداشت ها، پس از حضور موثر "ائتلاف نیروهای  ملی_ مذهبی" در انتخابات مجلس ششم، محقق شد.

در هر حال، تحلیل سیاسی- امنیتی (و شاید امنیتی- نظامی) از شرایط داخلی کشور و حتی کد آوردن از روابط تیره ی ایران با غرب، محتمل، موجب تأمل و تردید برخی اشخاص برای پیگیری جدی جبهه دموکراسی و حقوق بشر شده است. شاید، این نگاه، "زمان " می خواهد و سیاست "صبر و انتظار" را بیشتر با وضع کنونی کشور، متناسب می داند.

مختصر کنیم ؛بی شک، علل و عوامل و دلایل دیگری را نیز می توان بر آن چه که ذکر شد، افزود.

تکمیل این فهرست (مشکلات و موانع) شاید این حسن را داشته باشد که نیروهای علاقمند و پیگیر تحقق جبهه دموکراسی و حقوق بشر، واقع بینانه چشم انتظار تکوین این پروژه باشند و آسیب شناسی کار جبهه را از یاد نبرند.

و در انتها، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که چه "جبهه" محقق شود و چه نشود، در هر حال، پروژه ای با دستاوردهای قابل توجه(سلبی یا ایجابی) بوده است؛ آن چه که با ارزش ارزیابی می شود، تلاش برای پیشبرد دموکراتیزاسیون و اعتلای روز افزون وضع حقوق بشر در ایران است؛ کوششی امیدوارانه و بی یأس وترس .


 


1 و 2. گفت گوی مهندس بهزاد نبوی با سایت روز 22 شهریور 84

 

3 برای نمونه، نگاه کنید به گفت و گوی اخیر دکتر حبیب الله پیمان با رادیو آلمان (مندرج در سایت DW) 20شهریور 84

4 گفت و گوی دکتر غلامعباس توسلی با سایت روز 22 شهریور 84