محمود نکوروح
با لاخره مجلس آینده هم یکپا رچه نشد!! "
با تمام تلاشها یی که شد مجلس درایران یکپارچه نگردید زیراکه شرایط اجتماعی ایران سیاستهای " تک محوری : " را در هر حوزه ای برنمیتابد ، حتی در موارد اعتقادی ، فرهنگی تا ایدئولوزی ودین که امروز می بینیم تفسیرها وتاویل ها هم فراتر از گذشته ودیگر مرجعی یگانه را تاب نیاورده ، از حوزه ومراجع در قم " مصاحبه اخیروروشنگرانه آیت اله صانعی و.... " 1، تا روحانیون دانشگاهی 2 -وفراتر تا نوگرایان دینی 3....، تا جاییکه تعابیر وتفاسیر فراوان را تجربه میکنیم . امری که بالندگی جامعه بویژه جامعه مذهبی وسنتی را تسهیل میکند که نیاز اصلی ما با هجوم خرافاتها ست که بیشتر سیاسی شده است . در مورد " رای مردم " که امانت تک تک مردم است ووظیفه دولت در حفاظت از این امانت که دیگرنیاز به فتوا ندارد. درنظام ارزشی امانتداری خود یک ارزش است . چقدر رعایت شد ؟ در جامعه ای که ارزش های مدنی هم مرتبا نقض گردیده نا جاییکه .قانون شکنی عادی شده است . وبیش از همه آثارش درساختارها بازتاب مییابد که درحال " شکستن " است . . اصولگرایان که امروز سه شاخه شده وهمه مدعی اصول ، ولی با این انتخابات که اصولا با اعتراض هایی که ازسوی بعضی اصولگرایان مجلس قبلی روبروشد، معلوم نیست " کدام اصول " مورد نطراست ؟!! وکدام مجری است ؟ " نگاهی به نامه حجته الاسلام انصاری و..." اصلاح طلبان که در مجموع در حدود شصت کرسی را درشهرهای کوچک از خود کردند در شهرهای بزرگ بقولی" برگزیدگانی از قبل انتخاب شده بودند ". ودستکاری ها ، در آمار و...یا مصاحبه ها نیازی بگفتن ندارد " نگاهی بروزنامه ها ومصاحبه های رییس ستاد انتخابات اصلاح طلبان " این تناقضات حاصل شرایط اجتماعی امروز جامعه ایران وشاید به تبع آن " قدرت سیاسی " است ، زیراکه " جامعه مدنی " دربستری پرازتناقض جبرهای خودرا در حال تحمیل است جبرهایی که یکروز دولت خاتمی را ویکروز دولت احمدی نژاد را داریم که یکروز بگفته افشاگرانه آقای خاتمی " تدارک چی " ویکروز فراتررفته مقتدرانه وزرایش را جابجا یا معزول بقول وزیری " بی جهت " . ، ازسویی " وزرایش بقول خودش هم حرفش را نمیخوانند " وبا مافیا هستند ، وبقول آقای دانش جعفری و... دردنیای پراز بحران "در همه کار خورا متخصص میداند" ، ...ومهمتر از همه دربرابر مجلس کم کم " خود مختار " عمل میکند " مصوبه بودجه و... میبینیم بعد از سی سال که از انقلاب میگذرد " شرح وظایف " مدیران مملکت معلوم نیست ، در حالیکه وزیران باید " مسئولیت مشترک " داشته باشند و...وگرنه شاهد هرج ومرج دراجرا خواهیم بود . نبود تقسیم کار اجتماعی این هرج ومرج را دراقتصاد نفتی بیشتر دامن میزند . تا جاییکه 80 میلیارددلار بلوکه میشود 4- وکسی از دولتمدران اعتراضی نمیکند . مثل اینکه مهم نیست !! .نباید همه چیزرا " سیاسی " دید ، البته در کشورما همه چی سیاسی است حتی فوتبال ، " دین که جای خوددارد " ولی دموکراسی اچتماعی وفرهنگی بخاطر رشدارتباطات جبر زمانه ماست ، که زیرساختهارا اصلاح ودررابطه بازمان " اصلاح " مینماید مانع تراشی دربرابر آن عملا به قانون گریزی میانجامد " نگاهی به حوادث درروزنامه ها که مرتبادر حال افزایش است "، چه قانونمداری را فقط نمیشود از مردم خواست ، قانونمداری ونطم عامل توسعه است ، که البته گروههایی بر نمیتابند . امروز رشد وسایل ارتباطی صرورت آنرا تشدید مینماید، ولی توسعه وپیشرفت جز با تکثر گرایی ودموکراسی وتا شایسته سالاری که همیشه جمهوری اسلامی متذکر بوده میسرنیست، که تنها شعار نیست ونیازمند عمل بدان است ، راه حل عملی آن وگام اغازینش بازهم یک " انتخابات آزاد" است که نشد . سرداران سپاه که بطریقی خودرا در مجلس چای دادند ویا در خارج مجلس به انجام وظیفه مشغولند چون نیک بنگریم وبه گفته هاشان توجه کنیم ، ادعای سیاست ورزی داشته که با تمام حرفها یکپارچه نبوده ، تناقصات بین صداوسیما ی ضرغامی با دولت ، ویا با قالیباف بعنوان شهردار ، که هرکدام سعی میکنند بخشی از مطالبا ت اجتماعی را مجری دارند " نگاهی به برنامه های معترضانه صدا وسیما دررابطه با اجرا، واعترا ضات شهرداری دررابطه با نیازهای شهرکه حتی " دولت بودجه مصوبه برای شهررا نداده است " ، بعلاوه اختلافاتی که از ابتدا در وزارت کشو.رودر کابینه وجود داشت ودر بحبوحه انتخابات به عزل دووزیر منجرشد ، که یکی مشکلات اقتصادی را که علمی بود ، وغیرقابل قبول رییس جمهوربیان نمود " در صورتیکه امروز سیاست وحقوق هم علمی شده "، ویکی علل عزل خودرا " برای بعداز عمر خود گذاشت " هنوز هم معلوم نیست رفتنی است یا ماندنی !!! .ازمحسن رضایی تا قالیباف وضرغامی هرکدام رقبای انتخاباتی آینده خواهند بود ، اشتباه است اگر سپاه را بشکلی آرتش منسجم وجتی چون ارتش شاهنشاهی بحساب آوریم ، زیراکه ارتش شاهنشاهی هرگز ایدئولوژیک نبوده وبیشتر مزدور بود و بدین خاطر براحتی فروریخت ، ولی سپاه غیر از آنست ، وهرکس جایگاه ووظیفه خودرا دررابطه با ایدئولوژی حتی اگرچه " ظاهرا" قلمداد نموده ، که ممکن است بیشتر سیاسی باشد که غالبا هست . در هرصورت حق خود میدانند علاوه بر سپاه که مجری بسیاری طرح هاست وساختاری هرمی وسلسله مراتبی در عین حال دارد . که با عملکرد اینها غالبا نمیخواند . مجلس هفتم هم علیرغم تحلیل های بسیار وتلاش های فراوان یکپارچه از آب درنیامد ، اصولگراها چند گروه شدند ، حتی اصلاح طلبها ، وافرادی مثل آقای " افروغ " ویا اعلمی " را نمیتوان نقش تاریخی شان را بخاطر هشدار ها فراموش کرد که هرکدام در آن مقطع چون یک حزب عمل کردند همانند " الهیار صالح " در دهه چهل ، که با نطق تاریخی خودش " افشای انتخابات مخدوش " باعث انحلا ل مجلس دوره بیستم قبل از انقلاب شد، یعنی "گاهی یکنفر میتواند باعمل ویا ارائه نظری تمام حرکتهای محاسبه شده را متوقف کند " آلن تورن جامعه شناس - هم امروز هم ما بیشتر بطرف عزل ونصبهای بیشتر میرویم حتی " کل قدرت اجرایی " زیرا نطقهای ضد ونقیض همه را از مقبولیت انداخته ، اگرچه اتهام ها قابل اثبات هنوز نیست ، ولی هزینه اش برای نظام سبک نخواهد بود . در نهایت می بینیم که همه بر نواقص " قانون انتخابات " اذعان داشته وضرورت آنرا دریافته اند، از هاشمی رفسنجانی تا پور محمدی ، امری که تابحال گروههایی چون نهصت آزادی وملی مذهبی ها وجبهه ملی و...مرتبا اظهار داشته ولی گوش شنوایی نبود، امروز همه منتقد دولت شده اند حتی اصولگرایان " نگاهی بروزنامه های راستها ومحافظه کاران " . امری که نشان از فشارهای اجتماعی است اگرچه درسکو.ت وبی تفاوتی . چه هر مخالف ویا ناراضا یی فورا ببستر جامعه ناراضی بازگشته وسخنگویی بخشی را بعهده میگیرد .امروز بارشدارتباطات جوامع دیگر شده ، شکلگیری جامعه مدنی فراتر از برنامه های حکومتهاست ، چنین جامعه ای روشنفکران خودرا با کنش های افشاگرانه داشته و دارد . نقش روشنفکری درون جامعه مدنی که گروههایی در دانشگا ه ها تا در روزنامه ها ،و در مجلات که به افشاگری مشغولند ، یکی از ویزگیهای روزگار ماست . که ماهم در حال تجربه ایم ، اگرچه یک روزنامه روشنفکری شفاف در حوزه سیاست ومدیریت اجتماعی نداریم زیراکه هم از نظرمالی توان این امررا نداشته وهم نفوذ لازم را در قدرت که درایران امروز لازمه آنست ندارند ، ولی نمیتوان گفت با تمام فشارها که در " کویری ، درشب ، که برروی مین حرکت میکنند " ساکتند . وروزنامه های امروز اگرچه " اندک " بلندگوی جامعه مدنی وغالبا روشنفکران است که صرورت دموکراسی را مرتبا یاد آور شده و جامعه را با نقل مصاحبه ها ومقاله ها اگرچه با سانسور وفشار علیرغم سیاست وسیاست ورزی که تنگتر میشود دموکراتیزه مینمایند . یعنی نوعی " دموکراسی اجتماعی " با تمام فشارها ، قانون شکنی ها ، دست کاری درصندوقها ، نخواندن آراء اصلاح طلبها ، بداخلاقی ها که بقولی " ضداخلاقی ها ویا فراتر رفته روشهای ماکیاولی " انفعال ها ، تبلیغات تحریمی ها از رادیوها تا سایتها و...بویژه سلطنت طلبها از صدای آمریکا و....در حال اعمالست ، تا جاییکه دررژیم مدعی اخلاق " دینی " بخاطر اینهمه بی اخلاقی ها عده ا ی متوجه " اخلاق مدنی " حداقل ویا در داننشگاهها " اخلاق علمی " برای گریز از فروپاشی که احساس خطر میکنند" درجلسات اخیر جامعه شناسان " ، بنابراین ما از دوره های " سکوت قبرستانی " که قرنها جامعه ایران بدان خو کرده بود، بخاطر یک قرن مبارزه وچندین جنبش وانقلاب بخاطر آزادی وعدالت وورود به " جامعه مدنی " ونسل جدید وبیشتر تحصیلکرده گذشته ایم، وبالاتر از همه تجارب انبوه ناکامی ها ونیازهاومطالبات اجتماعی بخاطر سردر گمی دولتمداران بویژه دربودجه . اگرچه با حوادث انحرافی و شعارهای دشمن تراشانه تحریک آمیز گاهی سعی میشود انحراف ایجاد کنند ، ولی با همه حرفها فشارهای اجتماعی حتی در صورت انفعال و...باعث میشود که هرکدام این گروهها ی متصاد درساختار قدرت که خوشبختانه در جامعه مدنی یکپارچه نیست ، بهنگام اعمال وافشا تضادهاشان ، بخشی از مطالبات اجتماعی را بازتاب دهند ، چنانکه " حکومت کردن درایران امروز آنچنان هم راحت نیست " نگاهی به شعارهای دولت موجود درابتدا وامروز که خلف وعده ها حاصل آنست ، واعتراصات همگانی از مجلس تا عرصه عمومی و....گرانی ، تورم وبهره بانکی ، سودسپرده و...که اینها هر کدام امروز نیاز به نگرش علمی وکارشناسان در همه حوزه ها داشته ، وببهانه " عدالت " همه به حاشیه شده اند . حتی امروز عدالت فراتر از مفهوم یک متدولوزی وبرنامه عمل است که در آن " اشتغال وتامین اجتماعی " حرف اول را میزند وگرنه مابقی شعاراست و .... امروز.شرایط سیاسی چنان در هم ریخته که وزیر کشور میگوید " نمیدانم چرا معزول شدم " وعلتش را ببعد موکول میکند . در چنین شرایطی "جامعه مدنی " اگرچه تماشاچی است ولی انبوه تناقضات مارا در " گرداب " تناقض وتضاد چنان فروبرده که هیچکس دیگر به هیچکس اعتمادندارد و" رییس دولت به وزرا!! . نتیجه. همه در حال انتظار ویا در جستجوی " راه خروجی " ، شرط عدالت قبل از همه توجهی به شعارهای اول انقلاب که " میزان رای ملت بود " ومجلس راس کلیه مسائل " که بااین انتخابات بازهم از هر دو غفلت شد البته هنوزدیر نشده است شاید فردا دیرباشد . پانوشت ها – 1- البته در حوزه قبلا آزادی اجتهاد " به نسبتی " داشتیم ولی از منظر علمی بنظر من ناکافی بود بهمین دلیل ملا صدرا تکفیر میشود درصورتیکه میتوانست در آن شرایط تاریخ وتمدن مارا از دیگرگون وبازسازی کند .. 2- روحانیونی که هم حوزه را دیده وهم دانشگاه را نگرش علمی را هم حداقل مدنظر دارند 3- نوگرایان دینی البته باز چند گروهند ولی در عین دینداری ، نگرش علمی را که حاصلش جدایی نهاددین از دولت ، دانشگاه ، اقتصاد است در حوزه عمل امروز بخاطر تجربه " دولت موقت " قبول کرده اند . وگرنه به تعدد مراکز قدرت دربرابر دولت " دولت مسئول " خواهیم بود. نمونه دولت بازرگان که مجبورشد صحنه را خالی کند .4 – نقل ازسخنرانی آقای احمدی نژاد در قم 29فروردین روزنامه ایران.Email—m_nekourooh@yahoo.com