" مسئله قومیت ها "  محمود نکوروح    
 

در جمعه گذشته در جلسات  منزل دکتر پیمان آقای دکتر پوراظهری از اذربایجان در مورد مسئله قومیت ها سخنرانی نمودند ومسایلی را مطرح کردند که از نظر اینجانب در شرایط کنونی بقول ایشان نیاز بتوضیح بیشتر داشت . بویژه که شرایط اجتماعی وسیاسی ما بشدت حساس است . باید مواظب بود واکنشهامان محاسبه شده باشد . زیرا منافع ملی ، تمامیت ارضی برای همه ما اصل مرجح است . 1     اولا ما اکنون " قوم پارس " نداریم اگر هم چیزی بوده است مربوط به گذشته های بسیار دوراست . امروز ما با امر " واقع " روبروییم کشوری بنام ایران با اقتصاد نفتی ، در مرحله گذار از نظام قبیلگی یا پیشامدرن ، به جامعه شهری یا مدنی بعلاوه موانع بسیار سیاسی واجتماعی وفرهگی ، با اقتصاد نفتی که تولید غیر نفتی  در آن فعلا انقدر نیست که قابل توجه باشد . اگر هست در حوزه کشاورزی است که جوا ب نیازهای داخل را هم که یک جامعه مصرفی افراطی شده است نمیدهد،  اگرچه با در آ مد کلان نفت هم نمیدانیم چگونه وکجا خرج میشود زیراکه کسی خودرا مسئول وپاسخگو نمیداند حتی به مجلس .   امروز جمعیت تهران حتی نسبت ببعضی استانها افزونتر است در حدود یک چهارم وحتی یک سوم جمعیت کشور در تهران وحومه واطراف آن زندگی میکنند ، امری که در هیچ کشوری شاید نباشد . مشکل امروز ما مسئله " دولت " و رابطه دولت با  " ملت ، و...بوده .که حتی با انقلاب اسلامی هم که کردیم هنوز شفاف نیست . ما " حکومت " داریم ولی دولت بمعنای خاص خود نداریم ، بدین خاطر امروزحتی  یک انتخاب آزاد از ما دریغ میشود ، بعد هم رییس جمهوری که کم کم مشکلات را بگونه ای مطرح میکند که ما باید به " امام زمان " متوسل شویم، در صورتیکه قبل از انقلاب " مسئولیت " یک اصل ارزشی بود ، بعداز یک قرن مبارزه برای دموکراسی تازه ما مثل اینکه عقب گرد هم داشته ایم یعنی بقول مهندس سحابی " انقلاب مشروطه از انقلاب 22 بهمن انقلاب تر بود " 2 -  بخاطر اثرات مثبتش ، انقلابی که در آن نقش آذربایجان از همه برجسته تر است ، ودراین انقلاب اخیرتازه  معلوم شد " دمکراسی یادگرفتنی است " 3 -  واز نظری دیگر " دموکراسی یک فرهنگ است که ما هنوز بخاطر فرهنگ ناپذیری ازسوی همه حتی روشنفکران به مقدمات آنهم نرسیده ایم "4 – دراوایل دهه بیست شادروان خلیل ملکی که هنوز عضوحزب توده بود در میتینگی از سوی فرقه دموکرات وحزب توده درتبریز سه ساعت بفارسی صحبت کرد ، در حالیکه فارسی اش خوب نبود،  بعد دربرابر اعتراض عده ای گفت که " اگر من ترکی صحبت میکردم فردا فشقایی ها ، بلوچ ها و...هرکدام بزبان محلی صحبت کرده که همین آغاز تعارصات داخلی است  . شکاف های فرهنگی در جامعه ما امروز نشان میدهد که گروههایی  با مطالباتی بشدت مدرن ، یعنی مثل اینکه در قرن بیست وپنجم زندگی میکنند ، وگرو ههایی هنوز در قرن پنجم " 5 . از سویی ما درایران اصولا شهروند یک ودونداریم ونداشته ایم بقول شادروان بازرگان بسیاری وزرا ونخست وزیرا ن قبل از انقلاب آذری بودند  بعد از انقلاب هم کم نداشته ایم حتی آقای " خامنه ای " که راس قدرت درایران بوده اند ،  اصلیتشان از خامنه است ومهندس بازرگان نخست وزیر اول انقلاب از آذر بایجان  ،  بر خلاف ترکیه که هنوز هم دعوا ی کردها وترکها تا جندی قبل " شاید هم امروز " همین شهروند یک ودوبوده است  . اول انقلاب در کردستان در گیری هایی داشتیم که دولت موقت با حسن نیت آقای یونسی را که کرد بود ونگاه چپ داشت به استانداری کردستان منصوب کرد ،  مهندس سحابی ، ایت اله طالقانی وداریوش فروهربه کردستان رفتند با حضور اینها گروههای کومله ، حزب دموکرات ، رستگاری و...ویکی دوگروه دیگر نتوانستند در مورد خود مختاری بتوافق برسند " نوار دعواهاشان در آرشیورادیوباید باشد " گفته میشد در مورد خود مختاری مدعی بوده اند که تا همدان جزو کردستان است و.....یعنی شرایط اجتماعی ما هنوز آماده پذیرش بعضی نظرات وایده ها نیست . در عین آنکه کشورهایی مثل ترکیه ، آذربایجان ، وحتی اسراییل وآمریکا برای هرقسمت برنامه دارند . وبا تمام حرفها ملت ایران نسبت به تمامیت ارضی ایران حساس است . باید مواظب بود واکنشی عمل نکنیم . در عین حال که دررابطه با مشکلات داخل کنشهای محاسبه شده نشان دهیم .  در چنین شرایطی ماهم که در مرکز زندگی میکنیم از حکومت طلبکاریم برای اینکه در آمد نفت برای ما با تورم لجام گسیخته نتیجه معکوس داشته ، گاز ، برق ، بنزین و...که متعلق به خودمان است بدتر ازهمه که دولتی است . بهانه هم آنستکه " قیمت جهانی " است ، ولی جهان خریدار اینها  است وما فروشنده وصاحب نفت ،  همه چی بقیمت دلار وارو برای ما محاسبه میشود   ، در صورتیکه در آمدمان " دلار " و" ارو " نیست .. .البته میپذیزیم که وضعیت شهرستانها بمراتب از ما بدتر است . با همه ایتها راه حل ساده نیست ، برروی چندین اصل باید توافق داشته باشیم ، اول زبان ، هرکشور یک زبان رسمی دارد حتی هند وپاکستان زبان رسمی شان " انگلیسی " است در آمریکا بسیاری اقوام زندگی میکنند ، بخشهایی بازبان اسپانیولی صحبت میکنند ، ولی زبان اصلی " انگلیسی " است  وبرای ما زبان فارسی که امروز ادبیات مارا پوشش میدهدوهمه جا شایع است ، البته زبان های محلی حق دارند آموزش و...داشته باشند ، دوم اسلام وسوم سرزمین جغرافیایی بنام " ایران " اینها عامل وحدت ماست  البته ممکن است عده ای معتقد باشند که سیاست از دین جداست ویا دولت از نهاد مذهب جداست اینها مورد قبول روشنفکران وبخشهایی از جامعه بدرستی بوده وهست . اگر این اصول را بهر قیمت حفظ نمیکردیم استالین در همان دهه بیست با کمک حزب توده ببهانه حقوق کارگران ومحرومین مارا تکه تکه کرده بود ، همین وحدت ما عامل اصلی " ملی شدن نفت " بود وقتی از هم گسست ما با کودتا روبرو شدیم  حقوق قومیتها ، که اظهار شد از طریق فدراتیو .... در جامعه ما واکنش های منفی برخواهد انگیخت ، تنها  " دموکراسی شورایی " که در اول انقلاب " جاما – جنبش آزادی مردم ایران " در کتابی بنام " نظام شورایی منتشر نمود . وتوسط شادروان دکتر کاظم سامی به آیت اله طالقانی وآیت اله خمینی تقدیم نمود که هردو تایید نمودند، منتها در مجلس خبرگان در قانون اساسی با طرح " ولایت فقیه " بحث شوراها که از سوی دکتر نوربخش نماینده جاما مطرح گردید آنچنان که باید وشاید مورد توجه قرار نگرفت ، وقانون شوراها که جوابگوی مطالبات اقوام ، گروهها ، اقشار وطبقات اجتماعی بود واز نظر تکنیکی واجرا بر روی آن مدتها کار شده بود به حاشیه رفت ، یعنی قانون شوراها نیاز به بحث بیشتر داشت که نشد .  این : شورا " که چنددوره درایران انتخاباتی داشته ایم تقلیدی از آن طرح است که در تصممیم گیری ها نقش آنچنانی ندارد حتی در تهران شورای محلات تبدیل به " شورایاری " شده که حتی در مورد سپور محله نمیتواند تصمیم بگیرد،درصورتیکه در طرح نظام شورایی انتخاب شهردار با شوراها و.شهرداران محلات بود چون " فرانسه " ، وحتی فراتررفته ،  نظام شورایی از شورای شهر ، استان ، تا شورای مدیریت کشور یعنی دولت مسئول ، همه شورایی تا نیازی به " فدراتیو .یا خود مختاری " نباشد ،  البته دررای به قانون اساسی هم دربرابر اعتراض ما رهبر انقلاب قول دادند در اولین فرصت قانون اساسی اصلاح خواهد شد ، ولی بعدا اصلاح شد نه چنانکه گروههای سیاسی مطرح کرده بودند بلکه " بسود قدرت " همانطور که همه چی بسود یک گروه خاص منحصر شد که این گروه هم کم کم کوچکتر تا نیاز به اصلاحات احساس شد . اصلاحاتی که همه بدین نتیجه رسیده اند.  گام اول آن دموکراسی ورعایت " حقوق بشر است . امری که میتواند بسود همه باشد با توجه به این حقوق میتوان برای هر استانی به نسبت جمعیت بودجه تعین کرد . بعلاوه حقوق سیاسی ، حقوق فرهنگی ، حقوق اجتماعی و....که امروز مشروعیت در کشورهای نفتی بیشتر ناشی از " توزیع برابر در آمد نفت " وحقوق مذکوراست ..وگرنه  مابقی "شعار" است چنانکه تا بحال بوده . پانوشت ها – 1- این سخنرانی درسایت روز- یکشنبه - منتشر شد 2 - در همایش مشر.و طه 1383-- 3- از اعلامیه های نهضت آزادی –4-  محمود نکوروح در سخنرانیی در همایش مشروطه که برق را قطع کردند –5 – نقل از یکی از خبر نگاران آلمانی دراوایل انقلاب __Email-m_ nekourooh@yahoo.com